به يادم باش

 

دلم گرفته... اونقدر که حتی نمی تونی فکرشو بکنی 

به يادم باش ، به ياد اين دل گرفته

به ياد اين عاشق دلسوخته

به يادم باش ، چون ياد تو عزيز است و مقصود

بر آنچه ميخواهی مرا بخوان و تقصير كن

به يادم باش ، بر من شكايت كن

شكايتی كه خود دادرسش باشم

به يادم باش

 كه شايد تو رهايم كنی و در آن حريم خلوتت نگاهم داری

به يادم باش ، كه اين دل اسير و آواره ات گشته

بر حضورت زانو ميزند و اشك ميريزد ، چرا ... ؟

چون بيدارش كردی ، چون از سكوت غم زده خلوتش نجاتش دادی

و حال در باغ رويای تو قدم ميزند

و دوست دارد بر هر كه ميرسد از آمدنت و از آن شكيبت حكايت كند

به يادم باش ، تا غروب را نبينم ، تا تيره نگردم از برايت

به يادم باش ، تا كه بر حقيقت پنهان نمانم

به يادم باش

یعنی میشه یه روز..... یه شاخه گل به من بدی.... به رسم عاشقی

 كه هيچ نيست بر يادم جز ياد تو ای شهلای صلابت

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
صدف مروارید عرفان

با سلام وتبريک سال نو . شعر نوشته شده با همه لطافت وزيبايی درس اميد واعتماد را درخود داشت . به وبلاگ من هم سر بزنيد خوشحالم ميکنيد.